آه گاهی با نگاهی می نشیند در دلت
با نگاهی مثل آهیِ می نشیند در دلت
خوابگرد ِ خسته راه ِ خانه را گم کرده است
می رسد از کوره راهی می نشیند در دلت
چشم ِ چشمه چشم ِ برکه چشم ِ دریاچه ولی
آن پری آن شاه ماهی می نشیند در دلت
عشق یک سو داغ ِ هجران است و یک سو شوق ِ وصل
در میان ِ این دو راهی می نشیند در دلت
گرچه مغروری خودت هم خوب می دانی که او
چه بخواهی چه نخواهی می نشیند در دلت
چون پر ِ کاهی میان ِ کوه ِ سوزن او شبی
با نسیمی اشتباهی می نشیند در دلت
احسان نوری
