چه انتظار عظیمی نشسته در دل ِ ما
همیشه منتظریم و کسی نمی آید
صفای گمشده آیا
بر این زمین ِ تهی مانده باز می گردد؟
اگر زمانه به این گونه
_پیشرفت این است
مرا به رجعت تا غار
_مسکن ِ اجداد
مدد کنید
که امدادتان گرامی باد
همیشه دلهره ،
با من
همیشه بیمی هست
که آن نشانه ی صدق از زمانه برخیزد
و آفتاب صداقت ز شرق بگریزد
همیشه می گفتم:
چقدر مردن خوب است
چقدر مردن ،
_ در این زمانه که نیکی حقیر و مغلوب است _
خوب است.
زنده یاد حمید مصدق
بعدالتحریر: امان از این سست عنصری... اگه تونستم بی سر وصدا آینده نگر شم!!!!
از این به بعد اینجا هم هستم.( البت با هویت حقیقی!)
