تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
" يك مونولوگ" ...  

 

يك اسم، يادگار كسي كه تو نيستي

اسمي به اعتبار كسي كه تو نيستي

زندان -هزار و سيصد و ينجاه و پنج- مرد

عكس ِ شماره دار كسي كه تو نيستي

در پارك ، صندلي كنار تو خالي است

در فكر او ، كنار كسي كه «تو» نيستي

مردِ مچاله- ساعتِ بيهوده- شهر ِ گيج

يك زن، در انتظار كسي كه تو نيستي...

تو مرده اي و چند بلوك آنطرف تري

او رفته برمزار كسي كه تو نيستي

نفرين به روزگار تو كه نيستي كسي!

نفرين به روزگار كسي كه تو نيستي!

 

محمد سعيد ميرزايي ( از كتاب: مرد بي مورد)

 

بعد التحریر:

باز هم قیصر.... این بار از زبان عبد الجبار کاکایی