تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
دنیای چرا ...  

حالی مان نشد که حماليم
هی گفتند اما
نفهميديم که سياهی آخرين رنگ نيست
و پستی از دوستی شروع می شود
تازه گاهی چشمهايی که رئال نيستند
روی صندلی ايده آل می نشينند
و بعضی وقتها شعر از پله ها بالا می رود
و از ارابه های چرخ و فلک پائين می آيد
تا نگاه ها بدانند که حرف و برف يکی است
لطفا بدون معادلسازی صدايم کنيد‌
تا بدانم چقدر شعر هستم
اما نه
ببخشيد روی آخرين بند شعر
به چرايم پاسخ نگفتيد!
و باز هم حاليم نشد که دنيای ما دنيای چَراست

نه چرا؟

سعيد سروش راد

http://www.saeedsoroosh.blogfa.com