اگرچه از تو سرودن هميشه آسان نيست
دلم از اينکه سروده تو را پشيمان نيست
نبين به خنده من طرح بی خيالی را
هميشه گريه عاشق شبيه باران نيست
تو هيچ وقت به اين فکر کردهای: ديريست
که آفتاب نگاهت کنار گلدان نيست
خدا کند که بميرم و آخر اسفند
نبينم اينکه بهاری پس از زمستان نيست
کنار پنجره میپوسم و نمیآيد
کسی که عابر معمولی خيابان نيست
به گيسوی تو گره خورده رشته عمرم
وگرنه نظم من آنقدرها پريشان نيست