تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
جمعه سوم خرداد 1387
سفر در آینه ...  

 

این منم در آینه ، یا تویی برابرم ؟

ای ضمیر مشترک ، ای خود ِ فراترم !

در من این غریبه کیست ؟ باورم نمی شود

خوب می شناسمت ، در خودم که بنگرم

این تویی ، خود تویی ، در پس ِ نقاب ِ من

ای مسیح مهربان ، زیر نام ِ قیصرم !

ای فزونتر از زمان ، دور ِ پادشاهی ام !

ای فراتر از زمین ، مرزهای کشورم !

نقطه نقطه ، خط به خط ، صفحه صفحه ، برگ برگ

خط رد پای توست ، سطر سطر دفترم

قوم و خویش من همه از قبیله ی غمند

عشق خواهر من است ، درد هم برادرم

سالها دویده ام از پی خودم ، ولی

تا به خود رسیده ام ، دیده ام که دیگرم

در به در به هر طرف ، بی نشان و بی هدف

گم شده چو کودکی در هوای مادرم

از هزار آینه تو به تو گذشته ام

می روم که خویش را با خودم بیاورم

با خودم چه کرده ام ؟ من چگونه گم شدم ؟

باز می رسم به خود ، از خودم که بگذرم ؟

دیگران اگر که خوب ، یا خدا نکرده بد

خوب ، من چه کرده ام ؟ شاعرم که شاعرم !

راستی چه کرده ام ؟ شاعری که کار نیست

کار چیز دیگریست ، من به فکر دیگرم !

 

زنده یاد قیصر امین پور

 

بعد التحریر : حکم ارتداد خواجه شيراز!!!!!!!!!!!! 

کجا می روند؟؟؟؟!!!!!