تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
لبخند بزن، تازه كني بغض «بنان» را..... ...  

 

 لبخند بزن، تازه كني بغض «بنان» را

بخرام، برآشفته كني «فرشچيان» را

تلفيق سپيد و غزل و پست مدرني

انگشت به لب كرده لبت منتقدان را

معراج من اين بس كه درين كوچه بن بست

يك جرعه تنفس بكنم چادرتان را

دلتنگي حزن‌آور يك كهنه ستارم

برگير و برآشوب و بزن «جامه‌دران» را

اي كاش درين دهكده پير بسوزند

هرچه سفر و كوله و راه و چمدان را

شايد تو بيايي و لبت شربت گيلاس

پايان بدهد اين تب و تاب، اين هذيان را

عاروس غزلهاي مني بي برو برگرد

نگذار كسي بو ببرد اين جريان را

 

حامد عسگري

 

بعد التحریر ( و به عبارتی بعدالتعویض!!) محض اطلاع خودم فقط (!!!!) : قالب تهی ... منظورم اینه که قالب عوض کردم !!! ( البت شاید موقت باشه!!! معلوم نیس بعدها چی به سرم بزنه!!! فعلا اینجوریه!!)  از من بعیده !!!!