تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
شنبه یازدهم اسفند 1386
جدی نگیرید!!!! ...  

 

 

من زاده ی عشق هستم ، من زاده ی تنهایی

یک دم به مسیر عقل ، یک عمر به شیدایی

در وسوسه تشویش هر لحظه به سر بردم

هر لحظه از این عمر حسرت کش سودایی

مرداب دو چشمانت هر لحظه خرابم کرد

من غرق شوم آخر در وادی رسوایی

........

 

 

 

پ.ن : مزخرف گفتم ! می دونم !

ولی باور کن اگه تو بهم اعتماد به نفس کاذب نداده بودی و نگفته بودی که جوک نیستم !!!!! نگفته بودی که مزخرفاتم قشنگه !!!!!! مثل همیشه خودمو جدی نمی گرفتم و الآن این مزخرفات به جای اینکه نصفه نیمه توی وبلاگ باشه ریز ریز !! شده بود و توی سطل زباله منتظر تولدی دوباره بود!

شرمنده ! ولی تمامش تقصیر توست رفیق ادب پرور!