تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386
مجموعه ی آماده ی نشرم _ خبر بد ...  

 

 

دلواپسی ام نیست ، چه باشی چه نباشی

 

احساس تو کافی ست ، چه متن و چه حواشی

 

از خویش گذشتم ، ببَرم خاک کن _ اما

 

شعرم چه ؟ نه ! بی ذوق مبادا شده باشی

 

می خواستم از تو بنویسم که مدادم

 

خندید : چه مانده است مرا تا بتراشی

 

مجموعه ی آماده ی نشرم _ خبر بد

 

یک خالی پُر ، خط به خط اش روح خراشی

 

شصت و سه غزل له شده در زلزله ی من

 

شصت و سه نفس ، شصت و سه حس متلاشی

 

نفرین نه ، سؤال است : چگونه دلت آمد _

 

بارانم ! اسیدانه به من زخم بپاشی ؟

               محمد علی بهمنی