1
از سر ریز حماقت هایت
نترس
کولی !
این تنها معنای توست .
2
بیا حواسمان را پرت کنیم
مال هر کس دورتر افتاد ،
عاشق تر است .
اول خودم .
حواسم را بده تا پرت کنم .
3
تنها یک چتر
سکوت
تا بدانی
دور است
اندیشه ی باران
از اندوه
کم دلیل
هر روزه .
4
مغرور
فرو ریختن آموخته ام
از آبشار
پیش پای تو .
5
می ترسم
در خواب
خاطراتم را بدزدند
یا بیدار شوم
نام تو را به خاطر نیاورم !
6
مرا ببخش
که با دوریت زنده ام
هنوز !
7
میان این همه راه
که به تو نمی رسد
چه سخت است
راه تو را گم کردن !
" کیکاووس یاکیده "
