تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
دوشنبه نوزدهم آذر 1386
...  

يك روز آمدم به صدايي كه گم شده است

يعني صداي پاي رسايي كه گم شده است

يعني صداي پاي شما در درون من

شان نزول وحي خدايي كه گم شده است!؟

نه هرگز از خداي خودش گم نمي شود

آدم برای خاطره هایی که گم شده است!

هر چهارراه ياد من انداخت پيش از اين

راهي نبوده رو به كجايي كه گم شده است!!!!!

هرچهارراه كوچه خيابان كه گشته ام

محو صداي سيندرلايي كه گم شده است

« اين كفش ها به درد ِ دل ِ تو نمي خورند

از من نخواه قهوه و چايي كه گم شده است »

()()

باران و برف و مه و من كه پشت ميز

زير هجوم آب و هوايي كه گم شده است

تاريخ را براي تو تكرار مي كنند

"جلادها" ... سزار ....و سنایی که گم شده است...

جلادها.............. و تيغه ي تا دسته در گلوم

« حتي تو هم ... » نه! اسم شمايي كه گم شده است؛

من را به روزهاي پس از من كشانده است

در ناكجاي دور و .... گِـرایی كه گم شده است ،

روحي مچاله مي شود و من درون ِ آن

در جوي آب خاطره هايي كه گم شده است

امیر مرزبان