تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
شنبه دوازدهم آبان 1386
تو یک غروب غم انگیز می رسی از راه...... ...  

 

تو یک غروب غم انگیز می رسی از راه

که می برند مرا روی شانه های سیاه

 صدای گریه بلند است و جمله هایی هم

شبیه ِ تسلیت و غصه و غمی جانکاه

به گوش ِ یخزده ام  می رسد ، و فریادی

شبیه ِ حرمت ِ این لا اله الا الله !

و چشم هام ، که چشم انتظار ِ تو هستند !

( اگر چه منجمدند و نمی کنند نگاه )

و بغض می کند آن جا جنازه ی من که

"تو" را همیشه "نفس" می کشید و "خود" را "آه" !

چقدر شب  که تو را من مرور کرده ام و ُ

رسیده ام به غزل ، گُل ، شکوفه ، دریا ، ماه !

بدون تو ، همه ی عمر من دو قسمت شد :

" دقیقه های تکیده " ، " دقیقه های تباه "

اگر چه متن بلندی ست درد دل هایم

سکوت می کنم و شرح ِ قصّه را کوتاه –

که باز جمعه رسید و نیامدی و شدند

" غروب ِ جمعه " و " مرگ " و " وجود ِ من " همراه !

برای بدرقه نعش من بیا ( هر روز )

که کار من شده سی بار مرگ ( در هر ماه )

و کُلّ دلخوشی زندگی من ، این که

تو یک غروب غم انگیز ، می رسی از راه

 

مهدی زارعی

 

چهارشنبه نهم آبان 1386
...  

با این عطش تا چشمه دیگر دیر خواهد شد

دریا اگر باشد دلت تبخیر خواهد شد

خود را به ذهن قابها ، آیینه ها مسپار

این تو ، دگر در خوابها تصویر خواهد شد

تا پیش او ، راهی همیشه پیش رو داری

آری جوانت تا رسیدن پیر خواهد شد

دیوانه شو ، این کیمیا را در مدار عقل

هر چه بجویی بیشتر اکسیر خواهد شد

سرمشق هایت را نوشتم خط به خط ، اینک

ای عشق ! از من دفتری تکثیر خواهد شد ؟

گفتی : " در این ره پیر باید شد " شدم ، حالا

از آن همه رویا ، یکی تعبیر خواهد شد ؟

دیوانه ام می خواستی ، آیا به دست تو

دیوانه ای با این جنون زنجیر خواهد شد ؟

بازیگر هر صحنه ات ، این پرده را امّا ،

حس می کند بازیچه ی تقدیر خواهد شد !

[] []

 

می گوید : " از من سیر خواهی شد " ، زبانش لال

آخر کسی از شعر « حافظ » سیر خواهد شد ؟

 

محمد علی بهمنی

 

سه شنبه هشتم آبان 1386
از دستور زبان قیصر ادب پارسی...... ...  

دست عشق از دامن دل دور باد!
مي‌توان آيا به دل دستور داد؟

مي‌توان آيا به دريا حكم كرد
كه دلت را يادي از ساحل مباد؟

موج را آيا توان فرمود: ايست!
باد را فرمود: بايد ايستاد؟

آنكه دستور زبان عشق را
بي‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب مي‌دانست تيغ تيز را
در كف مستي نمي‌بايست داد

 

زنده یاد قیصر امین پور