تبليغاتX
صدای سکوت
صدای سکوت
....سرنوشت من سرودن است .....
جمعه سیزدهم مهر 1386
...  

 

دلواپسی بس است بیا تا ببینمت

از دور هم اگر شده حتی ببینمت

هر بار با « شنیدن » تو تشنه تر شدم

این بار دیگر آمده ام تا « ببینمت »

تردید نیست ، فال چرا ؟ استخاره چیست ؟

باید بدون شاید و آیا ببینمت

امروز سخت تشنه ی دیدار هستم آی !

صبرم نمانده است که فردا ببینمت

از راه دور آمده ام با خیال تو

کاری بکن که یا بروم یا ببینمت

هر چند باز آمده بودم امیدوار

تا چون همان گذشته ی زیبا ببینمت ،

از کوچه می گذشت دلم با شتاب تا

با دیگران دوباره مبادا ببینمت

 

« محمد ویسی »