هزار بار برای تو می کنم اقرار
که دوستت دارم پادشاه من بسيار
بيا کنار درختان کمی قدم بزنيم
که روزهای جوانی نمی شود تکرار!
چهار فصل کنار تو قاصد عشق اند
بهار عاشقمان کرد، زنده باد بهار!!!
نغمه مستشار نظامي
هزار بار برای تو می کنم اقرار
که دوستت دارم پادشاه من بسيار
بيا کنار درختان کمی قدم بزنيم
که روزهای جوانی نمی شود تکرار!
چهار فصل کنار تو قاصد عشق اند
بهار عاشقمان کرد، زنده باد بهار!!!
نغمه مستشار نظامي
درمانده مانده ام دوسه هفته است ا ي پري
باما نمي نشيني وباما نمي پري
آري منم همان كه فراموش كرده اي
آيا مرا هنوز به خاطر مي آوري؟
بعد از تو من همين غزل نيمه كاره ام
تكراري و ورق ورق وپوچ وسرسري
تو بي گمان همان غم عشقي كه خواجه گفت
"كز هر زبان كه مي شنوم نا مكرري"
...
آن شب كه با تو پر زدم وعاشقت شدم
باور نداشتم كه تو از جنس ديگري
باور نداشتم كه تو باما غريبه اي
باور نداشتم كه تو اينجا مسافري
باور نداشتم به همين راحتي مرا
اينجا به حال خود بگذاري وبگذري
...
گفتي كه پير وخسته دل وناتوان شدم
اما دروغ بود تو از من جوانتري
زيرا هنوز هم كه هنوز است عاشقي
زيرا هنوز هم كه هنوز است دختري
...
مهدي جهاندار
غريبه حال دلــــــم را نپرس ! ويـرانم
مجاب سفسطه هایِ سياه شيطانم
مجاب اين هيجانْ كه تو هم نخواهی ماند
در انتظــــار مرور دو دســت بي نانم
و حرف تشنگيم را تو هم نخوانی از،
نگـــاهِ ياسِ كبــــود ِكوير ِ گلــــــــدانم
ببين چگونه دلم را به چوب مي بندند؛
هراسهايِ بزرگِ هميــــــشه پنهانم
بياو دســــت مرا با بـــهانه ای رو كن
كه عاشقم كه خرابم كه نابسامانم
*
دلم گرفته از اين چشمهاي تو خالي
مرا به شهر نگاهت ببـــر ، بگـــــردانم
حالا شما رديف غزلهاي من شديد
بي اختيار وارد دنياي من شديد
هر شب سر شما من و دل جنگ مي كنيم
مثل هميشه باعث دعواي من شديد
تنهايي از بهشت مرا طرد كرده اند
حيف از شما نبود كه حواي من شديد؟
قبول با من اگر هم تو سر كني سخت است
ستارهء من و تو در تقارني سخت است
نفس كشيدن بي تو تنفس زجر است
نفس كشيدن اين بمب كربني سخت است
بزن.... ببند... بميران!براي من ساده است
توجهي كه به قلبم نمي كني سخت است
دعا بكن كه همين لحظه منفجر بشود!
براي قلب فشار چهل تني سخت است
ترا به قيمت آزاد مي پرستم من
كه جستجوي خداي تعاوني سخت است
چقدر منزجرم از هواي دودآلود
كه زندگي وسط شهر نايلوني سخت است.
قبول!شرح همينها...(سه نقطه ـ بوق)ببخش!
ببخش شرح همينها تلفني سخت است.
امير مرزبان
هر چه كردم نشوم از تو جدا بدتر شد
از دل ما نرود مهرو وفا بدتر شد
مثلاً خواستم اين بار موقر باشم
و به جاي تو بگويم شما بدتر شد
اين متانت به دل سنگ تو تأثير نكرد
بلكه بر عكس فقط رابطه ها بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابري بود
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نيست كه حال بد من
بي تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت
خواستم پاك كنم عشق تو را بدتر شد